تولید سلول‌های عصبی در مغز بزرگسالان مبتلا به اختلال افسردگی اساسی متوقف می‌شود

23 شهریور 1405
مغز ما 100 میلیارد نورون دارد که بیشتر آن پیش از تولد ایجاد می‌شوند، اما اندک نورون‌هایی که در مغز بزرگسالان در هیپوکامپ تولید می‌شوند، ممکن است در پیشگیری از افسردگی نقشی اساسی داشته باشند. این یافته‌ها حاصل مطالعه‌ای جدید از سوی محققان کالج واگلوس دانشگاه کلمبیا است.

این مطالعه برای نخستین بار نشان می‌دهد که تولید سلول‌های عصبی در مغز بزرگسالان مبتلا به اختلال افسردگی اساسی متوقف می‌شود و برنامه‌های مولکولی را که تولید سلول‌های عصبی را کنترل می‌کنند، شناسایی می‌کند؛ این امر می‌تواند به محققان در توسعه درمان‌های جدید کمک کند.

مائورا دوپونت، استاد روان‌پزشکی که رهبری این تحقیق را بر عهده داشته، می‌گوید: «از نظر تاریخی، افسردگی را ناشی از کمبود انتقال‌دهنده‌های عصبی، به ویژه سروتونین، می‌دانستند، اما اکنون گمان می‌کنیم که افسردگی ریشه در مسائل متعددی دارد که بر توانایی نورون‌های ما برای سازگاری با استرس و محیط‌های در حال تغییر، تأثیر می‌گذارد.»

بدون توانایی تولید نورون‌های جدید، افراد مبتلا به افسردگی ممکن است تاب‌آوری لازم برای سازگاری با محیط را نداشته باشند.

نقش نورون‌های جدید در هیپوکامپ مغز
این مطالعه بر هیپوکامپ مغز متمرکز بود؛ منطقه‌ای که به خاطر نقش مرکزی آن در حافظه و پاسخ‌های عاطفی به محیط شناخته می‌شود و یکی از معدود نقاطی در مغز بزرگسالان است که نورون جدید تولید می‌کند. این منطقه تنها بخش درگیر در افسردگی نیست، اما با توجه به نقش آن در عواطف و حافظه، گمان می‌رود که در واداشتن بیماران به تفسیر منفی رویدادها نقش داشته باشد.

هیپوکامپ برای توانایی ما در تمایز بین خاطرات مشابه اما متفاوت و جداسازی بار عاطفی خاطرات گذشته و رویدادهای کنونی مهم است. وقتی این توانایی که «جداسازی الگو» نامیده می‌شود، مختل شود، خاطرات به همراه ارزش عاطفی‌شان، کمتر متمایز شده و بیشتر در هم آمیخته می‌شوند.

ممکن است با دوستی برای ناهار بیرون رفته‌ باشید، اما او خسته باشد و زیاد حرف نزند. با جداسازی الگوی سالم، این را به عنوان یک رویداد منحصر‌به‌فرد به خاطر می‌آورید. اما با جداسازی الگوی مختل، این تجربه با خاطرات قبلیِ احساسِ طردشدگی درهم می‌آمیزد و باعث می‌شود فکر کنید «آنها از من ناراحت هستند.» این در بیماران مبتلا به افسردگی دیده می‌شود که فقط می‌توانند اطلاعات منفی را از خاطراتشان بازیابی کنند.


مطالعات روی موش‌ها ثابت کرده است که جداسازی الگو به تولید سلول‌های عصبی در بزرگسالی وابسته است. مطالعه‌ای اخیر روی بیماران مبتلا به تومور مغزی - که در آن‌ها پرتودرمانی متمرکز بر هیپوکامپ باعث شده تولید سلول‌های عصبی جدید در این ناحیه متوقف شود - نشان می‌دهد که در انسان‌ها نیز همین طور است.

تأکید بر این نکته مهم است که ما هنوز مکانیسم کامل را نمی‌دانیم، اما به نظر می‌رسد نورون‌های تازه‌متولدشده جداسازی الگو را تقویت می‌کنند، زیرا آنها بویژه نسبت به تجارب جدید پاسخ‌گو هستند و می‌توانند به راحتی در مدارهای جدید حافظه گنجانده شوند و این امکان را فراهم می‌کنند که خاطرات جدید جدا از خاطرات قدیمی ذخیره شوند. فعال کردن دوباره تولید سلول‌های عصبی ممکن است راهی برای درمان افسردگی در برخی افراد، از طریق بازسازی مدار هیپوکامپ باشد.

افسردگی با تغییرات گسترده در مغز همراه است
تولید سلول‌های عصبی به تنهایی در مغز عمل نمی‌کند، بلکه به عنوان بخشی از یک مدار هیپوکامپی عمل می‌کند که خاطرات و بار عاطفی آنها در آن ذخیره می‌شود. این مطالعه نشان می‌دهد که کل مدار دچار تغییرات مولکولی می‌شود.

این تغییرات شامل تغییرات در ژن‌های درگیر در ایجاد ارتباطات جدید و ارتباط متقابل بین نورون‌ها، تأمین انرژی و جابجایی درون‌سلولی است. مدار اصلی هیپوکامپ برای ایجاد خاطرات عاطفی جدید - مدار تری‌سیناپسی - نیز در بیماران افسرده نشانه‌هایی از التهاب و استرس سلولی را نشان داد.
محققان توانستند این تغییرات را پس از بررسی نزدیک به نیم میلیون سلول، که از بیماران افسرده و افراد سالم، اندکی پس از مرگ هر اهداکننده جمع‌آوری شده بود، شناسایی کنند.

با بهره‌گیری از مجموعه‌ای از تکنیک‌های پیشرفته‌، محققان فعالیت هر ژن را در هر سلول و همچنین تغییرات احتمالی در پروتئین‌های سلول‌ها را ثبت کردند. حجم عظیم داده‌ها، نمای بی‌سابقه‌ای از فعالیت هر سلول و موقعیت دقیق آناتومیکی سلول‌های تحت تأثیر در مدار هیپوکامپ، ارائه داد.

داده‌های آنها همچنین برخی از ژن‌ها با فعالیت تغییریافته را شناسایی کرد که نشان داده شده دارای تفاوت‌های ژنتیکی مرتبط با افسردگی اساسی هستند، در حالی که سایر ژن‌های آسیب‌دیده، تحت تأثیر تغییرات اپی‌ژنتیک قرار گرفته بودند که منعکس‌کننده تاثیر عوامل محیطی و تجارب زندگی (استرس، یادگیری، پیری و مواد شیمیایی) است.

دوپونت گفت: «دامنه گسترده اثراتی که یافتیم می‌تواند منعکس‌کننده مکانیسم‌های مختلف بیماری‌زایی باشد، شاید نشان‌دهنده این باشد که افسردگی فقط یک بیماری نیست.»

در حال حاضر، محققان تنها درک ابتدایی از علل زیستی افسردگی دارند. اما مطالعاتی مانند این مطالعه، تعیین خواهد کرد که افسردگی در سطح سلولی به چه شکل است، که می‌تواند به توسعه درمان‌های جدید منجر شود.
دوپونت می‌گوید: «ما می‌خواهیم افسردگی را بر اساس ویژگی‌های مولکولی آن بازطبقه‌بندی کنیم، مشابه آنچه در سرطان انجام شده است. طبقه‌بندی سرطان‌ها بر اساس ویژگی‌های سلولی‌شان، نه محل قرارگیری‌شان، منجر به درمان‌های جدید شده است. امیدواریم که در مورد افسردگی و سایر بیماری‌های روانی یا مغزی نیز چنین باشد.»

منبع:
https://www.nature.com/articles/s41591-026-04571-8

اخبار مرتبط

با ما در تماس باشید