تاثیر شگفت‌انگیز سماگلوتاید در اختلال دوقطبی

22 شهریور 1405
مصرف داروی سماگلوتاید (نوعی آگونیست گیرنده GLP-1 ) با کاهش خطر بستری روانپزشکی و عود بیماری در بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی که همزمان به دیابت و یا چاقی مبتلا هستند، مرتبط است.
در یک مطالعه مشاهده‌ای بزرگ، سماگلوتاید با ۲۱٪ کاهش خطر بستری روانپزشکی و ۱۷٪ کاهش خطر بستری به دلیل عود اختلال دوقطبی همراه بود.
این یافته‌ها این احتمال را مطرح می‌کند که این داروها ممکن است در آینده به عنوان داروی کمکی در کنار تثبیت‌کننده‌های خلق در بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی همراه با چاقی یا دیابت نوع ۲ استفاده شوند.
برخلاف گزارش‌های اولیه، به نظر می‌رسد داروهای GLP-1 از نظر روانپزشکی ایمن هستند.

بررسی ارتباط متابولیک-روانپزشکی
آگونیست‌های گیرنده GLP-1 درمان‌های تثبیت‌شده‌ای برای دیابت و چاقی هستند، اما توجه به تأثیرات روانپزشکی آن‌ها در حال افزایش است.
تحقیقات قبلی مصرف این داروها را با پیامدهای روانپزشکی نظیر کاهش میزان افسردگی، اضطراب، خودآزاری و مصرف مواد مرتبط دانسته‌اند، اما تأثیرات بالقوه آن‌ها در اختلال دوقطبی تا حد زیادی ناشناخته باقی مانده است.
علاوه بر این، چاقی و دیابت نوع ۲ از بیماری‌های همراه شایع در اختلال دوقطبی هستند و دوره‌های عود روانپزشکی اغلب منجر به بستری شدن در بیمارستان می‌شود.

برای بررسی خطر بستری روانپزشکی و مرخصی استعلاجی، پژوهشگران از ثبت‌های ملی سلامت سوئد برای شناسایی افراد مبتلا به اختلال دوقطبی که همچنین داروهای ضد دیابت دریافت می‌کردند، استفاده کردند.
این مطالعه شامل ۱۴۶۹۴ بیمار بود که بین سال‌های ۲۰۰۹ تا ۲۰۲۴ داروی ضد دیابت دریافت کرده بودند. در طی یک دوره پیگیری متوسط ۶ ساله، ۵۲۰۰ بیمار از یک داروی GLP-1 استفاده کردند.
پیامد اولیه مطالعه، بستری روانپزشکی به هر دلیلی بود. پژوهشگران همچنین بستری‌های ناشی از عود اختلال دوقطبی و مرخصی استعلاجی روانپزشکی بیش از ۱۴ روز را ارزیابی کردند.
پژوهشگران از یک طراحی درون‌فردی استفاده کردند که به هر شرکت‌کننده اجازه می‌داد به عنوان کنترل برای خودش عمل کند. آنها دوره‌های مصرف GLP-1 را با دوره‌های عدم مصرف مقایسه کردند و برای عواملی از جمله تثبیت‌کننده‌های خلق، داروهای ضد روانپریشی، داروهای ضدافسردگی‌، داروهای اختلالات مصرف مواد، بنزودیازپین‌ها و سایر داروهای ضد دیابت، که در طی زمان متغیر بودند، تعدیل انجام دادند.

کاهش خطر بستری
در طول دوره پیگیری، ۵۲۸۸ شرکت‌کننده حداقل یک بار بستری روانپزشکی را تجربه کردند.
مصرف سماگلوتاید با ۲۱٪ کاهش خطر بستری روانپزشکی در مقایسه با دوره‌هایی که همان بیماران از GLP-1 استفاده نمی‌کردند، همراه بود. هنگامی که داروهای GLP-1 به عنوان یک گروه تحلیل شدند، مصرف آنها با ۱۳٪ کاهش خطر همراه بود.
سماگلوتاید ارتباط مشابهی با بستری به دلیل عود اختلال دوقطبی نشان داد. در میان ۱۶۳۴ شرکت‌کننده‌ای که این عود اختلال دوقطبی را تجربه کردند، سماگلوتاید با ۱۷٪ کاهش خطر عود همراه بود. در حالی که مصرف GLP-1 به عنوان یک گروه با ۱۵٪ کاهش خطر همراه بود.
اما این موضوع در مورد مرخصی استعلاجی روانپزشکی صادق نبود. از میان ۱۰۵۲۶ شرکت‌کننده وارد شده در این تحلیل، ۲۴۶۶ نفر مرخصی استعلاجی روانپزشکی تأیید شده داشتند، اما داروهای GLP-1 با کاهش معنی‌داری در این پیامد همراه نبودند.

پژوهشگران چندین توضیح بالقوه برای این یافته‌ها ارائه کردند، از جمله اثرات مستقیم سیگنال‌دهی GLP-1 بر عملکرد مغز و اثرات غیرمستقیم از طریق کاهش وزن.
ما هنوز اثرات مستقیم مغزی این داروها را به طور کامل درک نمی‌کنیم، اما یک حدس این است که ممکن است تأثیرات متفاوتی بر التهاب عصبی و محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال داشته باشند.

پژوهشگران خاطرنشان کردند که باقی‌ماندهٔ عوامل مخدوش‌گر یک محدودیت محسوب می‌شود، از جمله این احتمال که تغییرات در علائم روانپزشکی بر شروع یا ادامه درمان با سماگلوتاید توسط بیماران تأثیر گذاشته باشد. قابل تصور است که بدتر شدن علائم روانپزشکی ممکن است احتمال تجویز سماگلوتاید برای یک فرد را کاهش داده باشد، یا مصرف آن در افرادی که از قبل با ارائه‌دهندگان مراقبت بهداشتی در ارتباط خوبی بودند، ادامه یافته باشد.

این مطالعه شامل داده‌های فردی در مورد وزن، هموگلوبین A1c یا شاخص توده بدنی (BMI) نبود، بنابراین پژوهشگران نتوانستند تعیین کنند که آیا تغییرات در سلامت متابولیک به نتایج کمک کرده است یا خیر.

محققان بر نیاز به مطالعه بیشتر، ترجیحاً در قالب کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل‌شده از GLP-1ها در افراد مبتلا به اختلال دوقطبی، تأکید کردند.

سیگنالی که ارزش پیگیری دارد
تأثیرات بالقوه GLP-1ها بر سیستم عصبی و سلامت روان، حوزه‌ای مورد علاقه برای پژوهشگران است. این یافته‌ها جالب هستند، زیرا با توجه به اثرات لذت‌جویانه این ترکیبات، پژوهشگران کنجکاو بوده‌اند که آیا ممکن است بر سیر اختلالات خلقی، از جمله اختلال دوقطبی، تأثیر بگذارند یا خیر.
با این حال، مطالعات اکتشافی مانند این می‌توانند سیگنال‌هایی را شناسایی کنند که تکرار آن‌ها یا مرتبط دانستن آن‌ها با پاسخ به درمان دشوار است. یک گزارش واحد به این معنی نیست که سماگلوتاید برای کاربرد درمانی در اختلال دوقطبی آماده است.

عوامل مخدوش‌گر اندازه‌گیری‌نشده می‌توانند در تفاوت‌های مشاهده‌شده نقش داشته باشند. با این وجود، این یافته‌ها از بررسی بیشتر آگونیست‌های گیرنده GLP-1 در اختلال دوقطبی حمایت می‌کنند. انجام کارآزمایی‌های بالینی مستقیم برای اثبات پاسخ به درمان ضروری است.

منبع:
https://onlinelibrary.wiley.com/doi/10.1111/acps.70120

اخبار مرتبط

با ما در تماس باشید